تمدن ایران تمدنیست چند هزار ساله . دانشمندان می گویند که ایران بعد از عربستان تشکیل شده است . البته نا گفته نماند که درست همزمان با ایران کشور هایی نظیر آلمان و فرانسه هم تشکیل حکومت دادند . در آن زمان ایران جزء پیشر فته ترین کشور های جهان بودکه حتی کشور های اروپایی تمایل ارتباط با ایران را خواستار بودند .در آن دوره دانشمندان زیادی زندگی می کردند که اگر بخواهیم نام تک تکشان را بنویسیم کل صفحه ی وب پر از اسم خواهد شد.از سال 1500تا1800میلادی اروپابه پیشرفت های چشم گیری در زمینه ی علوم وفنون پیشرفت صنعت تحولات اجتمایی سیاسی مذهبی و......دست یافت که به همین دلیل کشور های استعمار گر زیادی نظیر اسپانیا و پرتغال بوجود آمدند که یکی از مستعمره های مهم این کشور ها ایران بود و بخاطر همین بود که کشورمان ایران از آن دوره به بعد به ضعف اقتصادی شدیدی گرفتار شد و از شهرتش در میان کشور های دیگر کاسته شد......
جان مادرتون به هر نکته ی این سایت نظر بدید . جان مادرتون
با عرض شرمندگی باید به عرض برسانم که من تا دو هفته ی دیگر نمیتوانم این وب را آپدیت کنم
(به علت رفتن به مسافرت کاری )
مدیر شرکت پارسی گویان : فرزان قلمی
1- دوستان توجه داشته باشن که اگر مریضی خاصی دارند فورا به دکتر مراجعه کنند تا مداوا شوند (مخصوصا کم کاری تیریید )
2- در کلاس به خوبی گوش دهید و از نکات مهم یاداشت بداری و در خانه پاکنویس کنید
3- بهترین وقت درس خوندن از ساعت 4الی7 است
4- از موادی که دارای کربوهیدرات هستند بیشتر استفاده کنید ( مخصوصا کندور )
5- از فیلم ها و بازی های کامپیوتری جدا پرهیز کنند
6- دوستان خوبی برای خود انتخاب کنند
7- سعی کنند که بعد از درس خواندن مجله یا کتاب علمیی مطالعه کنند
8- در روز های تعطیل به کوه وگردش بروند ( فقط در حدود 5/4 )
و................................!!!
نابینایی در شب چرغ به دست و سبو بر دوش بر راهی میرفت . یکی او را گفت: تو که چیزی نمی بینی چراغ به چه کارت آید ؟ گفت:چراغ اذ بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند وسبوی مرا نشکنند
از بهارستان جامی
گویند شخصی ده خر داشت . روزی بر یکی از آن ها سوار شد وخران خویش را شمرد . حساب درست در نمی آمد. پیاده شد و شمار کرد . حساب درست و تمام بود . چندین بار در سواری و پیادگی شمارش را تکرار کرد . عاقبت پیاده شد و گفت :سواری به گم شدن یک خر نمی ارزد.
از علی اکبر دهخدا
حکیمی را پرسیدند که آدمی کی به خوردن شتابد ؟ گفت : توانگر هر گاه گرسنه باشدودرویش هر گاه که بیابد
از بهارستان جامی
موذنی بانگ میگفت و می دوید . پرسیدند که چرا میدوی؟ گفت : میگو یند آواز تو از دور خوش است . می دوم تا آواز خود را از دور بشنوم
کلیات عبید زاکانی
رنجوری را سرکه ای هفت ساله فرمودند . از دوستی بخواست . گفت : من دارم اما نمی دهم . گفت چرا؟ گفت اگر سرکه به کسی دادمی سال اول تمام شدنی و به هفت سالگی نرسیدی
کلیات عبید زاکانی
شخصی را اسب لاغر بود . گفتند : چرا چنین لاغر است ؟ گفت : یک ماه جوش نزد من به غلرض است
کلیات عبید زاکانی
مردی که در جنگل گردش می کرد پس از مدتی با خشم و ناراحتی به خود گفت : چه بد شد ! این همه را آمدم تا جنگل را تماشا کنم : اما مگر شاخ و برگ درخت های اطراف میگذارند آرزویم برآورده شود
طمع خام
بازر گانی را دیدم که صدوپنجاه شتر بار داشت و چهل بنده و خدمت کار . شبی در جزیره ی کیش مرا به حجره ی خویش برد . همه شب دیده بر هم نبست از سخنان پریشان گفتن که فلان انبازم به تر کستان است و فلان بضاعت به هندوستان و این قباله ی فلان زمین است و فلان مال را فلان کس ضمین . گاه گفتی : خاطر اسکندریه دارم که هوایی خوش است . باز گفتی : نه ، که دریای مغرب مشوش است . سعدیا سفر دیگرم در پیش است ، اگر کرده شود ، بقیت عمر به گوشه ای بنشینم . گفتم : آن کدام سفر است ؟ گفت گوگرد پارسی خواهم بردم به چین که شنیدم عظیم قیمتی دارد و از آن جا کاسه ی چینی به روم آورم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه ی حلبی به یمن و برد یمانی به پارس و از آن پس ترک تجارت کنم و به دکا نی بنشینم . انصاف ، از این ماخولیا چندان فرو گفت که بیش طاقت گفتنش نماند. ای سعدی تو ام سخنی بگو ی از ؟آن ها که دیده ای و شنیده ای . گفتم :
آن شنیدستی که روزی تاجری در بیابانی بیافتاد از ستور
گفت چشم دنیا دار را یا غناعت پر کند یا خاک گور
«از گلستان سعدی»
به علت توجه نکردن دوستان به موضوع انشا مهلت زمان قرعه کشی تا ده روز دیگر تمدید شد. آخرین مهلت
فقط 10 روز
خواجه شمس الدین محمد معروف به لسان الغیب بزرگ ترین غزل سرای ایران است وی در اوایل قرن هشتم در شیراز متولد شد. ودر همان جا به تحصیل علوم و مطالعه ی قوانین ادب ودیوان شاعران پرداخت وچون قرآن را از بر داشت (حافظ) تخلص گرفت.دیوان حافظ بیش از همه ی آثار غزل سرایان دیگر نزد فارسی زبانان شهرت دارد و این به سبب افکار بلندو احساسات بدیع وزبان شیرین و فصیح این شاعر گران قدر است. دیوان اشعار او شامل غزلیات و مثنوی ساقی نامه و چند قصیده است...
تا سرا پرده ی گل
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خوا هد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل تا سرا پرده ی گل نعره زنان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت که به باغ آمد از این راه و از آن خواهدشد
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
درباره ی زندگی نامه ی ابو علی سینا حدود 12 خط بنویسید و آن را به این آدرس ارسال نمایید ( به بهترین نوشته جایزه ای به رسم یاد بود اهدا خواهد شد .توجه فرمایید که حتما نام و نشانی خود را یادداشت کنید )